اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ  السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا -----  به پایگاه اطلاع رسانی هيئت جوانان متوسلين به ائمه اطهار (علیه السلام)  شهر فاضل آباد  خوش  آمدید   ....

 
           مداحي
     حاج سعيد حداديان  
    حاج محمود كريمي  
    حاج محمد رضا طاهري  
    كربلائي مهدي مختاري  
    حاج مهدي سلحشور  
    حاج مهدي مير داماد  
     
     نظر سنجي  
 
 
 

پايگاه اطلاع رساني هيئت جوانان متوسلين به ائمه اطهار (ع) فاضل اباد

روایات اصول کافی ضعیف اند؟!


سوال:

آیا روایات کتاب اصول کافی ضعیف هستند؟ آیا کتاب کافی شرح و تفسیر قرآن است؟

پاسخ:

روایات کافی به چهار دسته تقسیم می شوند:

1-صحیح   2- موثق   3- حسن   4- ضعیف

این که شیعه روایات مهم ترین کتاب خود را به چهار بخش تقسیم می کند، نشانه واقع گرایی این مکتب است. زیرا کتاب صحیحی جز قرآن در اختیار بشر نیست و دیگر کتاب ها باید مورد بررسی قرار گیرند. از این نظر کتاب کافی با موشکافی خاصی به چهار بخش تقسیم شده است.

علامه مجلسی در کتاب «مرآة العقول» همه بخش را معین نموده اند.مولف کافی در آغاز کتاب برای سنجش حدیث معیاری از امامان نقل کرده؛ فرموده اند:

«آنها را بر کتاب خداوند عزوجل عرضه کنید پس آنچه موافقت داشت با کتاب خدا، بپذیرید و آنچه مخالفت داشت با آن، رد کنید.»

ولی در مقابل اهل حدیث و سلفی ها «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» را از آغاز تا پایان صحیح دانسته اند و گرفتار مشکلاتی شده اند که هم اکنون دامنگیر آنهاست و نقل نمونه که قطعا مجعول و دروغ است مایه گسترش دامنه سخن می شود. در کتاب «الحدیث النبوی بین الروایة و الدرایة» به این قسمت پرداخته شده است.

و اما این ادعا که کافی شرح و تفسیر قرآن است؛ اگر مقصود این است که در کتاب کافی مجملات قرآن، مانند صلات، زکات، حج و جهاد تبیین و تفسیر شده و اجزا و شرایط آنها بیان گردیده است، این اختصاص به کتاب کافی ندارد. تمام کتاب های حدیثی حتی صحاح و سنن اهل سنت دارای چنین مقامی هستند و اگر مقصود این است که کتاب کافی به صورت تفسیر بر قرآن نوشته شده، این سخن بی اساس بوده و کسی آن را نگفته است و به فرض اینکه به صورت تفسیر نوشته شده باشد، روایات آن ارزشیابی شده و طبق ضوابط با آنها رفتار می شود. اما سلفی ها بر خلاف ما خبر واحد را نه تنها در مسائل علمی و فقهی بلکه در مسائل اعتقادی می پذیرند و به همین دلیل گرفتار مشکلاتی در مسائل اعتقادی شده اند.

اخیرا در مدینه منوره همایشی در مورد حجیت خبر واحد در عقاید برپا شد و تقریبا همه شرکت کنندگان که سلفی بودند با این مطلب موافقت کردند که دین و عقیده خود را بر اساس خبر واحد بر پا کنند و روی این اساس، در آئین آنان تجسیم و تشبیه و مجبور بودن انسان، کاملا پذیرفته شده است.

 

 

پايگاه اطلاع رساني هيئت جوانان متوسلين به ائمه اطهار (ع) فاضل اباد

چرا شیعیان فاطمه زهرا را معصوم می دانند؟

 
سوال :

با توجه به اينكه عصمت مختص به انبياء(عليهم السلام) مى باشد به چه دليل فاطمه زهرا را معصوم مى دانيد در حالى كه نه نبى است و نه امام؟

پاسخ :

در مورد این سوال باید به دو شبهه پاسخ گفت:

 1ـ آيا مقام عصمت به پيامبر و ائمه اختصاص دارد؟ چرا؟

2ـ دليل عصمت فاطمه زهرا(عليها السلام) چيست؟

پاسخ سؤال اول:

ابتدا اين نكته را ياد آور مى شويم كه مقام عصمت، به آدميان اختصاص ندارد، بلكه فرشتگان الهى نيز از اين منزلت والا برخوردارند.

و در ميان انسانها نيز، علاوه بر پيامبران و امامان، عصمت فاطمه زهرا(عليها السلام) با ادله فراوان قابل اثبات است. چنانكه پيامبر گرامى اسلام، در حديثى كه شيعه و سنى آن را نقل كرده اند، مى فرمايد: (ان الله تبارك و تعالى يغضب لغضب فاطمة و يرضى لرضاها)۱

همانا خداوند تبارك و تعالى به خاطر خشم فاطمه، غضب مى كند و به سبب رضايتِ او خشنود مى گردد.

روشن است كه در صورتى مى توان خشم و غضب يك شخص را ملاك خشنودى و ناخشنودى خداوند دانست كه وى جز به اجراى فرمانهاى الهى نينديشد و نه تنها در عمل، بلكه در فكر و انديشه نيز معصوم باشد. در اين روايت، به صورت كلى، رضايت فاطمه(عليها السلام) محور خشنودى الهى قرار گرفته است. اين دليل بر عصمت آن حضرت است. توضيح بيشتر در پاسخ سؤال دوم بيان خواهد شد.

همچنين يكى از آيات قرآن كريم۲، به طهارت و پاكى حضرت مريم(عليها السلام) اشاره دارد. در باره اينكه خداوند، مريم(عليها السلام)را از چه چيزهايى پاك گردانيده، وجوه گوناگونى بيان شده است۳ به عقيده برخى از مفسران، سزاوارتر آن است كه آيه را داراى معناى عامّ شمرده، وى را از تمام پليديهاى حسّى، معنوى و قلبى، پاك بدانيم۴مرحوم علامه طباطبايى نيز دلالت آيه بر عصمت مريم را با سياق آيات، سازگارتر مى دانند۵

اين دو نمونه، نشانگر آن است كه عصمت مقامى نيست كه در انحصار انبيا و ائمه قرار داشته و دست ساير انسانها از رسيدن به آن كوتاه باشد; بلكه ديگران نيز مى توانند به برخى از مراتب عصمت، يعنى عصمت از گناه، دست يابند. كم نبوده اند عالمان تقواپيشه اى كه ساليان متمادى نه تنها از حرام، بلكه از امور مكروه نيز چشم پوشيدند و حتى به خوردن و آشاميدن خود نيز رنگ الهى دادند.

پاسخ سؤال دوم:

براى اثبات عصمت زهرا(عليها السلام) ادله گوناگونى به كار مى آيند كه در اينجا برخى از آنها را مورد بررسى قرار مى دهيم:

1- آيه تطهير:

بخشى از آيه 33 سوره احزاب كه به آيه تطهير شهرت يافته، همواره كانون توجه انديشمندان شيعه و سنى بوده و بحث هاى گوناگونى برانگيخته است. همگان بر اين باورند كه اين آيه فضيلت والايى را براى اهل بيت به اثبات مى رساند و انديشمندان شيعه، اين فضيلت را برابر با عصمت مى دانند. بر اساس اين آيه، اراده تخلّف ناپذير خداوند بر اين تعلّق گرفته است كه هرگونه پليدى را از اهل بيت بزدايد و آنان را به طور كامل پاك و پاكيزه گرداند. البته جاى آن نيست كه در اين نوشتار كوتاه، به تفصيل درباره چگونگى دلالت آيه بر عصمت اهل بيت سخن برانيم و عمق واژه هاى به كار رفته در آن را بكاويم.

از اين رو، به بيان روايتى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) كه در كتب اهل سنّت نقل گرديده است، بسنده مى كنيم. بر اساس اين روايت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) پس از قرائت آيه تطهير فرمودند:

(فأنا و اهل بيتى مطهرون من الذنوب) «پس من و اهل بيتم از گناه پيراسته ايم». ۶

بى ترديد، فاطمه زهرا(عليها السلام) جزو اهل بيت پيامبر است و اگر در بيان فضيلت او دليل ديگرى نمى داشتيم، همين آيه كافى بود كه او را در صدر زنان عالَم بنشاند. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) با شيوه هايى به يادماندنى، اهل بيت را به همگان معرفى نموده و راهِ هرگونه توجيهى را بسته است. بر اساس روايات فراوانى كه به حديث كساء، شهرت يافته اند، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) پارچه اى را بر روى خود و على و فاطمه و فرزندانشان، حسن و حسين انداخته، جمله (اللهم هؤلاء اهل بيتى) را براى آيندگان به يادگار گذاشتند و در پاسخ به ام سلمه - كه يكى از شايسته ترين همسران پيامبر بود و پيوستن به اصحاب كساء را درخواست مى نمود - فرمودند:

«رحمت خدا بر تو باد. تو همواره به راه خير و رستگارى بوده اى و چقدر من از تو راضى ام! ليكن اين فضيلت ويژه من و اين چند نفر است». ۷

پيامبر گرامى براى آنكه وظيفه خويش را در تبيين آيات الهى به گونه شايسته اى بجاى آورند، به اين مقدار نيز بسنده نكرده، با به كارگيرى شيوه اى فراموش نشدنى و در مدت زمانى نسبتاً طولانى، آن هم به صورت هر روزه، به معرفى اهل بيت پرداختند. در روايتى از ابن عباس در اين باره آمده است:

«رسول خدا تا نُه ماه، روزى پنج مرتبه، هنگام فرارسيدن وقت نماز به در خانه على بن ابى طالب مى آمدند و مى فرمودند: درود و رحمت و بركات خدا بر شما اهل بيت باد. خداوند اراده نموده تا هرگونه پليدى را از شما اهل بيت دور گرداند و به طور كامل و شايسته پاكتان سازد. وقت نماز است، آماده شويد. رحمت خدا بر شما باد» ۸

2- روايات مربوط به عصمت اهل بيت:

علاوه بر آيه تطهير، رواياتى كه شيعه و سنى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) گزارش نموده اند، فضايلى براى اهل بيت برمى شمرد كه جز با عصمت آنان سازگار نيست، چنانكه در حديث معروف ثقلين آمده است:

(انّى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى، ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابداً، لن يفترقا حتى يردا علىّ الحوض) ۹«من در ميان شما دو چيز گران بها باقى مى گذارم، كتاب خدا و عترتم. تا وقتى كه به آن دو تمسك كنيد، گمراه نخواهيد شد. هيچگاه اين دو از يكديگر جدا نمى شوند، تا آنگاه كه بر سر حوض (كوثر) بر من وارد گردند».

اگر اهل بيت پيامبر معصوم از گناه و خطا نبودند، پيروى از آنان همواره موجب هدايت نمى گرديد و جدايى ناپذيرى آنان از قرآن، معناى روشنى نمى يافت.

3- روايات مخصوص به عصمت حضرت زهرا(عليها السلام):

در اينجا نيز از روايات فراوانى مى توان بهره برد، اما تنها به يكى از آنها كه محدّثين شيعه و سنّى روايت نموده اند، بسنده مى كنيم:

(ان الله - تبارك و تعالى - يغضب لغضب فاطمه و يرضى لرضاها) ۱۰«همانا خداوند - تبارك و تعالى - با غضب فاطمه غضبناك و با رضايت او خشنود مى شود».

نكته درخور توجه در اين روايت آن است كه رضايت و نارضايتى فاطمه زهرا(عليها السلام) محور خشنودى و ناخشنودى خداوند خوانده شده است. و اين حقيقت، جز عصمت همه جانبه آن حضرت، تفسير ديگرى برنمى تابد. خداوند جز به اعمال صالح خشنود نمى گردد و هيچگاه به گناه و سرپيچى از فرمانش رضايت نمى دهد. اگر حضرت زهرا(عليها السلام) به گناه دست مى زد و يا حتّى فكر انجام آن را در سر مى پروراند، به چيزى خشنود گرديده بود كه خدا از آن خشنود نيست، در حالى كه در اين روايت، رضايت الهى پيوندى ناگسستنى با خشنودى فاطمه(عليها السلام) يافته است.

اعتراف ضمنى يكى از دانشمندان اهل سنت را پايان بخش اين نوشتار مى سازيم. آلوسى - يكى از پرآوازه ترين مفسران اهل سنت - در تفسير آيه 43 سوره آل عمران، از يكسو حضرت مريم(عليها السلام) را معصوم از گناه شمرده، از تمامى پليدى هاى حسّى، معنوى و قلبى پاك مى داند و از سوى ديگر، ديدگاه كسانى را كه وى را سرور تمامى زنان جهان، از آغاز تا انجام مى شمارند، مورد نقادى قرار داده، با اقامه شواهد گوناگونى چنين نتيجه مى گيرد كه اين ويژگى شايسته فاطمه زهرا(عليها السلام) است۱۱پرواضح است كه جمع ميان اين دو سخن، جز با پذيرش عصمت حضرت زهرا(عليها السلام) سازگار نيست.


پی نوشت :

[1]- برخى از منابع اهل سنت، كه اين حديث را نقل كرده اند، عبارتند از: كنزالعمال، ج 12، ص 111; المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 167; الصواعق المحرقة، ص 175; مجمع الزوائد، ج 9، ص 203; الاصابة، ج 4، ص 378 و اسدالغابة، ج 6، ص 224.

[2]- آل عمران: 42.

[3]- براى نمونه، ر.ك: مجمع البيان، ج 1ـ2، ص 746ـ745 و الكشاف: ج 1، ص 362.

[4]- روح المعانى، ج 3، ص 137.

[5]- الميزان، ج 3، ص 205 (ترجمه فارسى، ص 295).

[6]-الدر المنثور، جلال الدين سيوطى (بيروت: محمد امين دمج، بى تا)، ج 5، ص 199.

[7]-بحارالانوار، محمدباقرالمجلسى (بيروت: دار احياء التراث العربى، دوم، 1403 ق)، ج 10، ص 141. همچنين ر.ك: الدر المنثور، پيشين، ص 198.

[8]- الدر المنثور، پيشين، ص 199.

[9]- برخى از منابع اهل سنت كه با عبارت كم و بيش متفاوت، اين حديث را نقل نموده اند، عبارتند از:

مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 366.                       سنن بيهقى، ج 2، ص 148.                    كنزالعمال، ج 1، ص 189-185.    

المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 118.            خصائص اميرالمؤمنين، ص 21.                               تاريخ بغداد، ج 8، ص 442.

صحيح مسلم، ج 5، ص 26 (كتاب فضائل الحكمه).                 الدر المنثور، ج 6، ص 7 (ذيل آيه مودّت).

و سنن ترمذى، ج 5، ص 662 (كتاب المناقب).

[10]- كنز العمال، ج 12، ص 111.                         و ر.ك: المستدرك، ج 3، ص 167.                                    الصواعق المحرقه، ص 175.

مجمع الزوائد، ج 9، ص 203.                                    ذخاير العقبى، ص 39.                                                                   الاصابة، ج 4، ص 378.

اسدالغابة، ج 6، ص 224   و   ميزان الاعتدال، ج 3، ص 206.

[11]- روح المعانى، محمود الآلوسى (تهران: انتشارات جهان، بى تا)، ج 3، ص 138-137.

 

 

 

 

 

منوی اصلی

 
    صفحه اصلي  
    زندگينامه اهل البيت  
    شيعه و امامت  
    پاسخ به شبهات وهابيت  
    مراسمات  
    گالري عكس  
    دانلود  
    محصولات  
    عضويت  
    تماس با ما  
    درباره هيئت  
   عضويت در خبر نامه  


Powered by WebGozar

 
     
     تصاوير تصادفي  
 
 
 
 
 
 

 

(کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به هیات جوانان متوسلین به ائمه اطهار (عليه السلام) فاضل آباد  است)
برداشت مطالب با ذکرمنبع بلامانع است